فقر
دو هفته پیش بعد از افطار به همراه دوستان به یکی از مناطق تفریحی شهر تهران رفته بودیم تا بقول
معروف یه دیداری با هم تازه کنیم.مشغول گپ زدن بودیم که یه پسر بچه ۱۳-۱۴ ساله با یه ساک
دی.وی.دی اومد سراغ ما، یکی از بچه ها دی.وی.دی های پسرو زیرو رو کرد و چند تا فیلم از بین اونها
انتخاب کرد وپول فیلمها رو حساب کرد پسر بچه هرچی هر چی گشت پول خرد نداشت بقیه پول رو
برگردونه از دوست ما اصرار که بقیه پول باشه از پسر انکار که که نه باید برم بقیه پول و خرد کنم بیارم.
در همین فاصله که اینا داشتن با هم کل کل می کردن سر باقی پول من یک استکان چای ریختم تا
بخوره چای رو از من گرفت چند ثانیه مکث کرد دوباره استکان چای رو به من برگردوند انگار که احساس
کرده بود من دارم بهش ترحم می کنم ولی انقدر بلند نظر بود که من دیگه برای خوردن چای بهش اصرار
نکردم،از پسره خیلی خوشم اومد بقول معروف انقدر مشتی بود که حد نداشت و فقط فکر کاسبی بود و
اصلا قصد نداشت کسی رو فریب بده ویه جورایی با سوء استفاده از احساسات مردم بخواد پول در بیاره.
خلاصه اونروز تموم شدو ما دوباره چند روز پیش رفتیم به همون منطقهبعد از چند دقیقه دیدیم که دوباره
همون پسره اومد مارو شناخت تا رسید اولین کاری که کرد رفت سراغ دوستمون تا بقیه پول اون شبو
برگردونه،داشت اصرار می کرد که باقی پول اون شب رو بر گردونه بهش گفتم چند روز دیگه مدرسه ها باز
می شه و باید کاسبی رو تعطیل کنی.گفت:نه من از امسال دیگه نمی خوام برم مدرسه.پرسیدم:چرا؟
کاسبی رو بیشتر دوست داری؟گفت:نه،حقوق بابام کمه ونمی تونه خرج مدرسه منو بده.وقتی اینو گفت
دنیا داشت روی سرم خراب می شدبرا اولین بار بود که داشتم فقر رو درک می کردم.از پریروز تا الان
چهره پسر از جلوی نظرم محو نمی شه.همش به خودم می گم آخه این چه وضعشه؟پسر به این خوبی
به این با مرامی چرا به دلیل فقر خانوادش و عدم حمایت حکومت باید از نعمت درس خوندن محروم بشه؟
اصلا گور بابای دولتها!چرا ما اینقدر نسبت به اطرافمون بی تفاوت شدیم!؟ چرا همه منتظریم مسئولین
مملکتی برای مردم کاری بکنن؟چرا خودمون آستین بال نمی زنیم و برای همنوع خودمون کاری
نمی کنیم؟
پی نوشت:ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری امیر المومنین
علیه السلام از همه دوستان در این شبهای عزیز التماس دعا داریم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چند دقیقه پیش از مراسم احیاء برگشتم منزل،اول رفتم دفتر جبهه مشارکت
نکته مهم در مراسم احیای جبهه مشارکت دعای انتهای مراسم آقای
درایتی بود که گفت:خدایا تسلط افراد کریه المنظر و بد دل رو از سر ما بردار.
بعد رفتم مسجد ارک نکته مهم در مراسم مسجد ارک هم این بود که منصور
ارضی خطاب به مسئولین صدا و سیما گفت:خسارت سازندگان سریال
بزنگاه رو ما امشب از مردم جمع می کنیم و پرداخت می کنیم در عوض
جلوی پخش این سریال رو بگیرید و در بین مراسم احیاء دولت نهم رو دولت
مظلوم خطاب کرد واز خدا برای این دولت مظلوم نصرت وپیروزی خواست.
سانسور
سانسور با استبداد همزاد و همراه است.((نظام سیاسی)) بدون آزادی قلم و بیان،دیکتاتوری است به
هر نامی که خود را بخواند.نقد آزاد ویژگی بزرگ مردم سالاری و فارغ نظام باز از رژیم استبداد است.در
دیکتاتوری حداکثر می توان سکوت کرد،اگر اتباع مجبور به مجیز گویی حاکمان نشوند.ولی آیا فقط
سانسور حکومتی مانع گردش آزاد اطلاعات می شود و از قلم زدن اصحاب اندیشه و هنر جلو گیری
می کند؟
(دکتر مصطفی تاجزاده-روزنامه شرق ۲۰/۲/۱۳۸۳)
نامه ابراهیم رها به سید محمد خاتمی
مهمترین محک جدی دایی در لباس مریبگری تیم ملی

امشب دیدار فوتبال بین ایران و عربستان از سری مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی
به میزبانی عربستان برگزار میشود.این اولین دیدار مهم علی دایی در لباس مریبگری تیم ملی است.
شاید امروز اگر کسی غیر از علی دایی مریبگری تیم ملی را بر عهده داشت این دیدار برای مردم از
اهمیت و جذابیت بیشتری برخوردار بود.متاسفانه علی دایی با توجه به فرهنگ رایج جامعه امروز ایرانی
یعنی فرهنگ احمدی نژادی (که عدم توجه به نظر کارشناسان،لجبازی با همه متخصصین و اهل فن و
کنار گذاشتن تمام کسانی خطر شکستن رکورد از طرف آنها احساس میشود از علائم این فرهنگ است)
اکثر فوتبال دوستان را نسبت به سرنوشت تیم ملی اگر نگوییم نا امید اما تا حدودی بی تفاوت کرده
است.به هر جهت تیم ملی با وجود سرمربی نا محبوب و حتی می توان گفت منفور خود تنها امید حال
حاضر مردم ایران است که بعد از شکست کاروان ورزشی ایران در مسابقات المپیک به ناامیدی تبدیل
شده بود. برای تیم ملی فوتبال کشورم صرف نظر از سرمربی جاه طلب و مغرور آن آرزوی موفقیت و
پیروزی دارم.
پی نوشت:امروز افتتاحییه مسابقات پارالمپیک پکن است. منتظر شنیدن توجیه شکستهای المپیک با
توجه به پیروزیهای احتمالی ورزشکاران جانباز و معلول کشورمان از زبان مدیران ورزش کشور هستیم.
حکایت
گویند بایزید بسطامی به شهری رسید و در بازار راه می رفت در دکان آشپزی دید پلو پخته و مرغهای
بریان روی آن.بخاطرش رسید یک قدرت نمائی بکند. مرغان پخته را کش کرد و مرغها زنده شده پریدند.
مردم که این کرامت را از او بدیدند به سوی او ریختند و بدنبالش روان شدند و قطعات لباس او را برای تبرک
می بردند. چون دید غوغای عظیمی است و صد هزار نفر از روی اعتقاد دنبال کردند پشیمان شد که از
ناشناسی و تجرد و عزلت خود را خارج کرد. پس وقتی که قدم زنان تا بیرون شهر رسید. دید هنوز خلق
انبوه او را دنبال می کنند. شلوار باز کرد و علنا(شاید رو به قبله!!) ادرار کرد و یکمرتبه عوام مردم تف کنان
و لعنت خوانان برگشته متفرق شدند.آنگاه به مریدان گفت:بلی آنها که به کشی آیند به چشی می روند.
نقش ایرانیان در تمدن جهان.عبدالرفیع حقیقت.صفحه ۳۰۸
پی نوشت۱:حلول ماه مبارک رمضان مبارکباد.
پی نوشت ۲:بعد از مدتها یک خبر خوشحال کننده
شنیدم اونم خبر قبولی صدرا تو دانشگاه بود.قبولی
صدرا رو به خودش،خانوادش،خودم و همه بچه ها تبریک
میگم واقعا هممون استرس داشتیم. خدارو شکر که
قبول شد.
دستگاه ورزش دولت نهم باز هم مدیون اصلاح طلبان
دیروز وقتی هادی ساعی عضو ائتلاف اصلاح طلبان در شورای شهر تهران به مدال طلای تکواندوی المپیک
پکن دست یافت و تا حدودی غرور از دست رفته مردم ایران در مسابقات المپیک را که با سو ء مدیریت در
دستگاه ورزش دولت احمدی نژاد از دست رفته بود به مردم باز گرداند نا خود اگاه به یاد مهندس صفایی
فراهانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و رئیس فدراسیون فوتبال ایران در دولت
اصلاحات افتادم که بعد از از مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان و تعلیق فوتبال ایران از سوی فیفا بدلیل
حرکت احمقانه و غیر حرفه ای محمد علی ابادی صورت گرفت این مهندس صفایی بود که با اعتبار و نفوذ
خود در فیفا و ای،اف،سی موجبات بازگشت فوتبال ایران در مسابقات بین المللی را فراهم کرد و از این
فضاحتی که علی آبادی به بار آورده بود جلوگیری کرد.
و اما دیروز باز این هادی ساعی یکی دیگر از اصلاح طلبان ورزش ایران بود که علیرغم تبلیغات منفی که
رسانه های منتسب به اصولگرایان و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قبل از المپیک و حتی بعد از
قرعه کشی مسابقات و عنوان این مسئله که ساعی با قرعه شانس مواجه شده و برای بدست آوردن
مدال کار آسانی در پیش دارد براه انداختند ، موفق به کسب مدال طلای المپیک شد و بار دیگر باعث
پنهان ماندن ضعف سازمان تربیت بدنی و شخص علی آبادی شد.