غم فردارو نخور
هیچ به فردا نیاندیش فردا اندیشه ای برای خود دارد،رنج هر روزبرای آن روز
کافیست.
(حضرت مسیح علیه السلام)
پی نوشت:یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید
جشن گرفت.یلدا مبارک
اََشهَد اَن عَلی وَلی الله
حدودآ ۸ یا ۹ سال پیش بود که یک موسسه فرهنگی که هیچ ارتباطی با دستگاههای دولتی نداشت
دست به یک ابتکار جالب زد و از شیعیان خواست که در روز عید غدیر همه ساعت ۱۱ صبح روی بام خونه
هاشون برن و همه با صدای بلند بانگ اشهد ان علی ولی الله سر بدن این اقدام نه از طرف دولت حمایت
شده و نه تابحال برای این ابتکار دست به تبلیغات زدن ولی من شخصآ همین جا از تمام دوستانم که این
مطلب رو می خونند و ارادتی به امیر المومنین (ع) دارند و این شخص بزرگ تاریخ رو مصداق عدالت
و مهرورزی واقعی می دونند می خوام که این حرکت رو انجام بدن.
بنده خودم چهارشنبه ساعت ۱۱ صبح می رم رو پشت بوم خونه فریاد می زنم اشهد ان علی ولی الله
تا به همه دنیا بگم ما یک ولایت بیشتر نداریم اونهم ولایت امیرالمونین (ع) است و بس و هیچ شخصی با
هر اعتقاد و مرامی هیچگونه ولایتی بر سر هیچ انسانی نداره.
پی نوشت:ضمن تشکر از همه دوستان که با نظراتشون بنده رو شرمنده کردند باید عرض کنم این حرکت
یک حرکت کاملآ سیاسی اجتماعیست با این کار نه قراره دین واز حوزه شخصی به حوزه اجتماعی بیاد
و نه قراره آزادی اندیشه زیر سئوال بره این کا فقط در جهت تقدس زدایی از مسئولین مملکتی است فقط
همین در ثانی به شخصیت علی (ع) فراتر از یک شخصیت مذهبی نگاه کنیم.(از عباس رضوانی و اشکان
مجللی که منظور بنده رو متوجه شدند ممنونم)
دعای روز عرفه
روز عرفه،حسینیه امامزاده علی اکبر چیذر
محمود کریمی (مداح):
۱ـمن راضی نیستم کسی که قلیون می کشه شبهای محرم بیاد پای منبر من گریه کنه.
۲ـجمع کنین بساط فوتبال رو بجای باشگاه داری برید خرج خانواده های بی سرپرست رو بدین،برین برای
دخترهای بی جهیزیه،جهیزیه تهیه کنید،برید خرج عروسی پسرهای بی پول رو بدین.
۳ـتمام زندگی مردم شده فوتبال. چرا به این مرتیکه لقب حماسه ساز دادین؟از صبح تا شب تمام همّ و
غم مردم شده اینکه چقدر قراره محرومش کنن.از فوتبال بندازینش بیرون.
۴ـجوونها دست از sms درست کردن برای پیغمبر خدا بردارید.زلیخا آخر سر همسر یوسف می شه و از
یوسف صاحب فرزند می شه(بی معرفت آخر سریال رو تعریف کرد)
۵ـ و خیلی حرفهای دیگه
پی نوشت:با اینکه اصلآ از محمود کریمی خوشم نمیاد و روز عرفه این نصیحتهای مسخره رو کرد ولی خداییش کولاک کرد تو روضه خوندن.
یازدهمین کنگره جبهه مشارکت
روزهای ۱۴و ۱۵ آذر ماه یازدهمین کنگره حزب مسارکت در مسجد امیرالمونین(ع) برگزار شد.از مهمترین
تصمیمات کنگره یازدهم حزب مشارکت انتخاب اعضای شورای مرکزی حزب ،هیئت داوری و دبیر کل بود
که مطابق پیش بینی ها جناب آقای دکتر میردامادی برای دوره جدید به عنوان دبیر کل حزب انتخاب شد.
از اتفاقات جالب این کنگره رای نیاوردن کاندیدای منتخب شاخه جوانان حزب بود که علیرغم تبلیغ و
فعالیت سازماندهی شده موفق به ورود به جمع اعضای اصلی شورای مرکزی حزب نشد و در نهایت به
عنوان عضو علی البدل انتخاب شد.از دیگر نکات جالب تعبیر دکتر مصطفی تاجزاده از رسانه ملی به
رسانه میلی بود که مدیران صدا و سیما بنا بر میل و خواسته خود اطلاع رسانی می کنند نه بر اساس
واقعیت و رسالت رسانه ای خود.در کل حضور در کنگره حزب مشارکت بسیار بسیار شیرین بود و به
عنوان یک خاطره خوب تا آخر عمر از ذهنم فراموش نمی کنم.

پی نوشت:دکتر میردامادی مجددآ از سید محمد خاتمی به عنوان کاندیدای منتخب جبهه مشارکت ایران
اسلامی برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نام برد.
خدمت به خلق
برداشت اول:
روز پنجشنبه بعداز ظهر صدای آژیر ماشینهای آتش نشانی فضای کوچه رو پر کرده بود
رفتم دم در دیدم متاسفانه یکی از کارگرهای ساختمانی که کنار منزل ما مشغول کار
بودن بر اثر بی احتیاطی داخل چاه افتاده بود و ماموران آتش نشانی برای نجات این
کارگر اومده بودن تلاش ماموران از ساعت ۳۰/۱۶ بعد از ظهر شروع شد تمام محله
مارو استرس برداشته بود که آیا ماموران موفق به نجات این کارگر می شن یا نه،
متاسفانه ساعت ۳۰/۱۹ یک قسمت دیگه از چاه ریزش کرد و صدای کارگر بینوا که
مدام از داخل چاه تقاضای کمک می کرد کامل قطع شد خیلی سخت بود که می
دیدیم یک انسان در کنار ما داره به بدترین نحو ممکن یعنی زنده به گور شدن داره جون
میده و کسی کاری از دستش بر نمی آد.همه ناامید شده بودن ولی خدا خیرشون
بده نجاتگران آتش نشانی رو تلاششون رو برای نجات این کارگر چند برابر کردند و از
دیگر ایستگاههای آتش نشانی تقاضای نیروی کمکی کردن من که به کلی عصبی
شده بودم دیگه نتوستم تو خونه بمونم از خونه زدم بیرون چون واقعآاسترس داشت
منو دیوونه می کرد رفتم ساعت ۳۰/۱۲ شب برگشتم به این امید که خبری خوبی از
این کارگر بشنوم ولی متاسفانه دیدم ماموران هنوز مشغول فعالیتند اومدم خونه دیدم
فرمانده نجاتگران آتش نشانی از شدت استرس حالش بد شده بود قلبشو گرفته بود
که پدر من اوورده بودش خونه تا آمبولانس بیاد واین بنده خدارو به بیمارستان قلب
منتقل کنه،خلاصه که ساعت۳۰/۴ صبح نجاتگران آتش نشانی موفق شدند این کارگرو
زنده از چاه بیرون بیارن و دوباره به خانوادش برگردوند که این هم عنایت خدا بود.
برداشت دوم:
پنجشنبه شب وقتی از شدت استرس نتونستم خونه بمونم تو خیابون که رفته بودم
به مناسبت آخرین روز فته بسیج دیدم دم هر مسجدی که رد میشم یه آدم بیکار با
لباسهای بسیجی کنار خیابون ایستادند و علاوه بر این که کلی ترافیک درست کرده
بودند با برخوردهای کاملآزنندشون مردم بدبخت رو از ماشین پیاده می کردند کلی
سین جین می کردند و خلاصه که حسابی باعث از بین رفتن آرامش نداشته مردم
می شدند هر کسی هم از بغل این بسیجی ها رد می شد یه چیزی به کنار
دستیش می گفت و یه فحشی به اینا می دادن و می رفتن.
پی نوشت:پاراگراف آخر مطلب رو بخاطر ساناز برداشتم.
نمایشگاه مطبوعات
هفته گذشته نمایشگاه بین المللی مطبوعات در مصلای تهران برگزار شد. چند نکته
درباره این نمایشگاه به نظرم جالب اومد:
نکته اول:مهرورزی دولت نهم در برپایی نمایشگاه فقط شامل حال رسانه های حامی
دولت بود بعنوان مثال:روزنامه وطن امروز با عمر کمتر از دو ماه در بهترین جای
نمایشگاه غرفه داشت و در کنار غرفه این روزنامه روزنامه های کیهان و ایران قرار
داشتند در عوض همین چند روزنامه باقی مانده از اصلاح طلبان در بدترین جای
نمایشگاه بودند و با کلی پرسو جو باید پیداشون میکردی.
نکته دوم:عدم مصاحبه چهره های شاخص اصلاح طلب با خبر گزاری دولتی فارس بود
تا جاییکه دکتر تاجزاده د جواب دعوت مسئول غرفه فارس خبرگزاری فارس رو منافق
خطاب کرد.البته معدود افرادی هم که با این خبر گزاری مصاحبه کردند بعدآمجبور
شدند قسمت عمده مصاحبه خودشون رو تکذیب کنند(مثل مهدی کروبی)
نکته سوم:فضای غیر سیاسینمایشگاه بود که به نوعی فضای سیاست زده جامعه رو
نشون میدادتا جاییکه مردم هیچ کدوم از نخبگان،روشنفکران و چهر های سیاسی رو
نمی شناختند واصلآ انگار تا بحال ندیده بودند ولی در عوض چنان دور فوتبالیستها و
هنر پیشه های درجه سه و چهار حلقه میزدند که نفس کشیدن برا این بندگان خدا
سخت می شد.
نکته چهارم:فضای بسیار گرم و صمیمی غرفه ماهنامه آیین بود که ما به نوعی در
مدت نمایشگاه مهمان این غرفه بودیم و حسابی به بچه های ماهنامه آیین زحمت
دادیم.جا داره یک خسته نباشید حسابی به حمید سیدی،جلال محمد لو و پوریا
موسوی عزیز بگم که واقعآ زحمتشون از تمام غرفه های نمایشگاه بیشتر بود هم
مسئولیت غرفه و جوابگویی به بازدید کنندگان رو به عهده داشتند و هم اینکه از
مهمانانشون به نحو احسن پذیرایی می کردند و در واقع روی خوش این عزیزان بود که
ما رو به نمایشگاه و غرفه آیین می کشوند.